سه‌شنبه، آبان ۰۹، ۱۳۸۵

راننده بی کله و تصميم براي پيمودن 500 كيلومتر با دنده عقب

پليس استراليا يك راننده كه قصد داشت 500 كيلومتر را با دنده عقب در يك بزرگراه در جنوب غربي اين كشور بپيمايد پس از پيمودن پنجاه كيلومتر و با سرعت 80 كيلومتر در ساعت ، بازداشت كرد
به گزارش خبرگزاري فرانسه ، پليس استراليا پنجشنبه شب 5 اكتبر يك راننده 24 ساله را در حالي كه با دنده عقب بزرگراه شهر كالگورلي به پرت را مي‌پيمود دستگير كرد.راننده به پليس گفت ، دنده خودرو بلوكه شده و او فقط مي‌توانست با دنده عقب حركت كند و تصميم داشت مسافت 500 كيلومتر را تا شهر پرت با همين وضع بپيمايد كه پس از 50 كيلومتر دستگير شد!او گفت ، با سرعت 80 كيلومتر در ساعت با دنده عقب حركت مي‌كرد اما پس از اين كه خودرو به طرز خطرناكي به چپ و راست منحرف شد سرعتش را به شصت65 كيلومتر در ساعت كاهش داد!جام‌جم
عطا

دو تا بچه کافی بود

عطا

تهوع!!!

بدن زن ایرانی همیشه محل مذاکره سیاستمدارا بوده. یه روز حجاب ممنوع می شه، یه روز حجاب اجباری می شه، یه روز می گن هی بزایین که ارتش بیست میلیونی درست کنیم، یه روز می گن نزایین که جمعیت داره به ترکمون می رسه و حالا احمدی نژاد آخرین شاهکار حال به هم زن خودش رو رو کرده و گفته تا می تونین بزایین.
این رئیس جمهور مملکتیه که شهروندانش هنوز خواب کوروش کبیر می بینن و رویای یه دموکراسی ای رو می بینن که قراره از آسمون براشون فرود بیاد.
مملکتی که از اول فکر می کرد احمدی نژاد یه شوخیه و هنوز هم فکر می کنه یه شوخیه. مملکتی که به مصاحبه پارسال احمدی نژاد وقتی حرف از وزیر زن بود و گفت "تا چهار تا حلاله" هیچ توجهی نکرد یا شاید هم باز فکر کرد اینم یه شوخیه که باید بهش خندید. خب به این شوخی جدید احمدی نژاد هم هرهر بخندین.
زن های عزیز، جوجه کشی راه بندازین و آسوده بخوابین که اگه هشت تا بچه پس بندازین دیگه اصلا لازم نیست برین سر کار و به تعداد هشت تا بچه حقوقتون رو حساب می کنن و می فرستن در خونتون. اصلا هم فکر نکنین که این قضیه شوخیه.
مادرهای تنهایی که گاهی مجبور شدین کار جنسی کنین که بتونین شیکم بچه هاتون رو سیر کنین، خوشحال باشین که "نجات دهنده" در گور نخفته و می خواد از این به بعد بهتون حقوق بده بابت تعداد فرزندهایی که دارین و دیگه لازم نیست تنتون بلرزه به خاطر شغلی که دارین.
سکینه خانوم تو البته شانسی نداری دیگه، چون تو اشتباه کردی بعد از سه تا بچه لوله هات رو بستی که بتونی بری تو خونه های مردم زمین بشوری و خرج سه تا بچه و شوهر دیوانه ات رو بدی. تو هنوزم باید تا بوق سگ کار کنی خرج شوهرت رو بدی و باز هم ازش کتک بخوری.
احتمالا وزیر جوان بهداشت هم فوری یکی از معدود ساختارهای به دردبخور مملکت یعنی خانه های بهداشت رو بازسازی می کنه و از توزیع کاندو*م و قرص های جلوگیری از بارداری رایگان و برگزاری کلاس های تنظیم خانوداه جلوگیری می کنه.
احمدی نژاد فرقی نداره با بقیه نه؟1- هولوکاست افسانه است2- حق مسلم ما3- سازمان برنامه ریزی4- واگذاری زمین های مدرسه البرز5- بانک پارسیان6- اینترنت پرسرعت7- اوضاع نشر8- مرکز امور مشارکت زنان9- هاله نور10- اوضاع قیمت ها در یک سال گذشته11- وزیر فاجعه آموزش و پرورش12- چند تا شماره دیگه لازمه بنویسم تا فرقش بره توی چشمتون؟
آه ای دموکراسی پس چرا از آسمون نمی افتی تالاپی تو بغلمون؟ قول می دیم این فمینیستای غرغرو مامور رژیم رو هم گونی سرشون بکشیم و نذازیم دیگه زر زر زیادی کنن و از انتخاب بد به جای بدتر طرفداری کنن

یکشنبه، مهر ۳۰، ۱۳۸۵

tasadof



dishab nazdike khoonam in tasadof etefagh oftade bood, mashine engar ke monfajer shode bashe. aksaie ziad jalebi nist va shaiadam yekam adie. ina ham moghee ke cheragh sabze badjoor tond miran.

Amin

شنبه، مهر ۲۹، ۱۳۸۵

دانستنیها

- هنگام صحبت، برای بیان هر کلمه 72 ماهیچه به کار گرفته می شود
- خون میگوها، آبی رنگ است
عنکبوت‌ها خونی شفاف و روشن دارند
مغز در هر ثانیه ده میلیون پیام عصبی دریافت می‌کند و سپس درباره‌ی آن‌ها و میزان اهمیتشان تصمیم‌گیری می‌کند. فقط در یک ثانیه!- وزن نهایی مغز زنان 1/3 کیلو گرم و مردان 1/4 کیلو گرم است
خلبان در ارتفاع 7620 متری می‌تواند تا فاصله ی 312 کیلومتری را ببیند
درهر 645 میلی متر مربع از پوست کف دست، سه هزار عدد غده‌ی ترشح عرق وجود دارد
کمبود خواب، زودتر ازکمبود غذا موجب مرگ انسان می‌شود
عطا

چهارشنبه، مهر ۲۶، ۱۳۸۵

چرا هیچکی نظر نمی ده؟

اول بخون ببین بزرگترت چی نوشته
یازده علت اینکه خوانندگان نظر نمی گذارند

چیزی که نوشتی انقدر کامله که من نمی دونم غیر از احسنت چی بگم. نوشتنشم مسخره اس، میخونم و سراغ مطالب بعدی میرم.
چیزی به من یاد دادی که نمی دونستم، لازمه که قبل از اینکه حتی سوالی بپرسم درباره اش فکر کنم. عین شماره ۱ نمی خوام به خودم زحمت بدم و می رم سراغ بقیه مطالب.
همین که خواستم نظرمو بنویسم فهمیدم که تو فقط جواب رفیقای جون جونیتو میدی. خوشم نمیاد که تو جمع بهم بی محلی بشه.
اونایی که برات نظر میذارن از بحث کردن خوششون میاد و من نه! گمون نکنم که شهامت اثبات نظرمو به جمع داشته باشم.
کم پیش میاد که به نظرات جواب بدی. پس دیگه نوشتنش چیه؟!
سبک وبلاگت خیلی فنیه و منم اونقدر اهلش نیستم که پیگیر مطالبش باشم.
واقعاً از وبلاگ و مطلبت خوشم میاد ولی اونقدر خسته، گرفتار یا هزار جور وضعیت دیگه دارم که به تو مربوط نمیشه. دفعه بعد که اومدم نظر میذارم.
مطالبتو با سوالای خیلی کلی تموم می کنی: "نظرتون در مورد تئوری بیگ بنگ چیه؟" این سوال از اون سوالای خیلی کلیه. وقت جواب دادنشو ندارم. یه جوریه اگه بخوام با جوابی محدود نظر بدم.
حصاری میکشی وقتی مجبورم می کنی که برای نظر دادن لاگین کنم. همین الآنشم کلی پسورد دارم و اونقدر نمیشناسمت که بخوام یکی هم برای تو درست کنم.
مطلبت تازه و محرک نبود و چیزی از خودت توش پیدا نکردم. انگار که این مطلبو توی ۱۰ وبلاگ دیگه خونده ام. اگر نظر دادم خبرت می کنم.
مطلبت منفی و مخرب بود. تخریب، وحشتناکه. خیلیها از مطالب منفی خوششون نمیاد چون میدونن که ممکنه نوبت خودشونم بشه. نظر نمی دم چون نمی خام قاطی بشم
عطا

مردی دوقلوی خود را به دنیا آورد


چندی پیش گزارشی از مردی که به نظر می رسید باردار است منتشر شده است. شکم این مرد که سانجو باگات نام دارد به طور ناگهانی ورم کرده و به نظر می رسید که در حال زایمان می باشد.
او که در شهر ناگپور در هند زندگی می کند میگوید در تمام طول زندگی از شکم متورم و بزرگ خود احساس خجالت و ناراحتی می کرده است، ولی بالاخره یک شب ناراحتی ظاهری او به نگرانی بسیار بزرگتری تبدیل شد و او را به سرعت راهی بیمارستان کردند. در ابتدا پزشکان فکر می کردند که غده سرطانی بزرگی در شکم باگات وجود دارد بنا براین تصمیم به جراحی و خارج سازی آن از شکم مرد گرفتند. پزشکان فکر می کردند که این تومور به قدری بزرگ است که به دیافراگم وی فشار وارد آورده و تنفس او را با مشکل روبه رو کرده است. ولی آنها پس از آغاز جراحی متوجه پدیده عجیبی شدند که تا کنون با آن برخورد نداشتند، بعد از شکافت عمیق شکم مرد یک گالن حاوی مایعات در شکم او پاره شد و سپس اتفاق بسیار عجیبی رخ داد که حیرت همگان را برانگیخت. پزشکان متوجه تعداد بسیار زیادی استخوان در داخل شکم مرد شدند، در ابتدا یک عضو از بدن و سپس عضو دیگری، مقداری مو، یک فک و قسمتهایی از اعضا تناسلی را از شکم مرد خارج کردند. در داخل شکم باگات یک موجود ناقص وجود داشت که پا و دست کاملا شکل گرفته و کامل با ناخن های بسیار بلند داشت. در ابتدا به نظر می رسید که این مرد هندی باردار بوده و بچه ای در شکم خود پرورش داده ولی گروه پزشکی بیمارستان هند متوجه شدند که برادر دو قلوی باگات در شکم وی قرار داشته که به تدریج در شکم او رشد پیدا کرده و به قدری بزرگ شده که زندگی او را در خطر انداخته است. "جنین در جنین" یکی از شگفت انگیز ترین پدیده های پزشکی در دنیا به شمار می آید. جنینی که در درون جنین دیگر قرار دارد از خون دوقلوی خود حتی بعد از تولد همچنان تغذیه می کند تا جاییکه کاملا رشد کند. پزشکان هندی خاطر نشان کرده اند که تا کنون کمتر از 90 مورد جنین در جنین در تاریخ پزشکی در دنیا مشاهده شده است
عطا

سه‌شنبه، مهر ۲۵، ۱۳۸۵

بدشانسی


کاش میشد ازحال این دوست چتربازبدشانسمون اطلاع پیدا میکردیم
عطا

اتوکردن پستان» برای حفظ نجابت دختران


ایران امروز
در اکثر جوامع سنتی مسئولیت رابطه جنسی بطور عمده بر عهده زن است. در جامعه ‏سنتی باور عمومی بر این است که زن با زیبایی و جذابیت جنسی خود اشتهای جنسی ‏مرد را تحریک می‌کند و این زن است که باید "نجیب" بماند تا مرد تحریک نشود و به او ‏تعرض نکند. یکی از اصول نجابت برای زن و مبنای حفظ "نجابت" وی، پوشاندن برجستگی‌ ‏اندام‌های زنانه است. در کشور ما برمبنای همین تفکر سنتی، اندام زنانه توسط چادر و ‏مانتو پوشیده می‌شود تا مردان تحریک نشوند، ولی در کشور افریقایی کامرون رسم ‏سنت بر این است که برجستگی پستان دختران نابود گردد
به این منظور، دختران در سنین بلوغ تحت عمل خشونت‌آمیز «اتو کردن پستان» توسط ‏مادرانشان قرار می‌گیرند تا توجه جنسی پسران و مردان را جلب نکنند. از آنجاییکه رشد ‏پستانها نشانه بلوغ جنسی است، صاف کردن پستانها به این منظور صورت می‌گیرد که ‏دختر کم سن و سال‌تر جلوه کند و جذابیت جنسی او کاهش یابد.‏به نظر می‌رسد که دلیل اصلی اعمال این خشونت شاید "نجابت" بیش از حد مادران ‏باشد که مانع از گفتگوی صریح و بی‌پرده آنان با دخترانشان درباره رابطه جنسی ‏می‌شود. مادران از اینکه دخترانشان مورد تجاوز قرار گیرند، باردار شوند و یا مبتلا به ‏بیماری ایدز شوند بشدت وحشت دارند. اما در عین حال همین مادران آمادگی گفتگو و ‏صحبت درباره رابطه جنسی، شیوه‌‌های کنترل رابطه و روش‌های پیشگیری از بارداری و ‏ایدز را ندارند گرچه آمادگی اعمال خشونت شکنجه‌وار بر روی دختران نوجوان خود را دارنداز این رو، یکی از راههای موثر کارزار مبارزه با اتوکردن پستان، دریدن پرده‌‌های شرم و ‏حیایی است که مانع گفتگو درباره رابطه جنسی، روش‌های پیشگیری و بهداشت ‏جنسی می‌گردد و اینکار از طریق آموزش گفتگو درباره رابطه جنسی به مادران صورت ‏می‌گیرد تا بتوانند به صراحت با دختران خویش درباره اینکه چگونه بر بدن خود کنترل ‏داشته باشند، گفتگو کنند. اما با توجه به فرهنگ سنتی این جامعه، خود مادران نیز ابتدا ‏باید بیاموزند که جذابیت جنسی زن جرم نیست و برجستگی‌ اندام‌های زنانه هیچ زنی را ‏مسئول تعرض جنسی مرد نمی‌سازد

عطا

شنبه، مهر ۱۵، ۱۳۸۵

دانستنیها

در چین ‌هر‌ موجود‌ زنده ای‌به‌ عنوان غذا طبخ می شود. سوسک، گربه و ...
زبان قورباغه برای راحت‌تر گرفتن حشرات در جلوی دهانش قرار گرفته است-
دندانهای خرگوش، موش‌ها و سایر جوندگان همواره در حال رشد و ساییدن است.-
سنجاقک با کمک چشم‌های مرکبش در هر لحظه 25 هزار تصویر از یک شی را می‌بیند.-
تمساح به علت ازدیاد مواد معدنی موجود بدنش مجبور است با اشک آنها را دفع کند.-
دلفین‌ها و فیل‌ها دو ساعت از شبانه روز را در خواب به سر می برند.-
گربه ماهی دریایی می تواند غذا را با هر نقطه از بدنش بچشد.-
طی 65 تا 70 سال غدد بزاق دهان بیش از 25 هزار لیتر بزاق تولید می‌کند.
عطا

Riddles

هر دقیقه ای که چشمان خودرا می بندیم ، شصت ثا نیه نور را از دست میدهیم
گابریل گا رسیا مارکز
اگه میتونید که حتما میتونید جواب بدید. جوابشو بعدا میگم
1 - My last five letters mean avid I mean deficient in amount or quality what am I?
2 - Fire is often maintained above me if you remove my first letter you will find the home shared by everyone you have ever known what am I?
Ata

لهجه و عبارات مشهدی 2


تلفظ برخی کلمات پرکاربرد:
برای: بـِر ِی
ِرا: ر ِه
دیگر: دِگــَه
نـَه: نـِه
آره: ها
برادر: بـِرار
تلفظ ضمایر ملکی مفرد:
کتابم: کتابُم
کتابت: کتابـِت
کتابش: کتابـِش
تلفظ فعل‌های منفی:
نرفتم: نِر ِفتـُم
نرفتی: ِ نِرفتی
نرفت: نِرفت
نرفتیم: نِر ِفتِم
نرفتید: نِرفتن
ِنرفتند: نِر ِفتـَن
نمی‌روم: نـُمُرُم
نمی‌روی: نِمِری
نمی‌رود: نِمِرَه
نمی‌رویم: نِمِر ِم
نمی‌روید: نِمِرن
ِنمی‌روند: نِمِرَن
تلفظ افعال امر و نهی:
برو: بُرو
بروید: بـِر ِن
نرو: نَرو
نروید: نِر ِن
البته خداوکیلی من که خودم مشهدی هستم بعضی از اینها رو اصلا نشنیده بودم ولی این رو باید لحاظ کرد که این لهجه در تمام شهر وجود ندارد بلکه هر چه بسمت پایین شهر میرویم ملموس تر میشود
عطا

پنجشنبه، مهر ۱۳، ۱۳۸۵

تبریک و تشکر


همینجا از دوستان عزیزم امین و وحید و هانی که با ایمیل و پیام کوتاه وتلفن تولد بیست و هفت سالگیمو در یازدهم مهر بهم
تبریک گفتند تشکر و قدردانی میکنم و برای تمام دوستان قدیمی و جدیدم آرزوی موفقیت و شادی در زندگی دارم
راستی امروز تولد لیلیاست که یکساله شد منم تولدشو به خودش و مامان و باباش تبریک میگم امیدوارم صد ساله بشه جدا که خیلی زود گذشت
اگه زندگی رو سخت نگیریم با همه سختیهاش و با وجود تمام این شرایط نامطلوب میتونیم شاد زندگی کنیم اگه هدف زندگیمونو بر خلاف عرف جامعه از مادی به معنوی تغییر بدیم سعی کنیم شاید شد
عطا

لهجه و عبارات مشهدی 1

اِشکاف : کمد
کُخ : حشره
یاد داشتن: بلد بودن
سَرکُن: مدادتراش
میلان: کوچه
مغز ِ مداد: نوکِ مداد
سیخ ِ ماهی : تیغ ِ ماهی
پـِلَخمون : شکل برای پرتاب سنگریزه
Y. یک وسیله
‌یچُمبه: اصطلاح کوچه بازاری برای فرد چاق
چُغُک: گنجشک
چلغوز: یک نوع آجیل شبیهِ بادام
و ِی کردن (برنج): درشت شدن بعد از پختن (برنج)
کِلپِسه : مارمولک
دِلَنگون: آویزان
جیر دادن: جِر زدن
پاچال: میز فروشنده
توشله: تیله
اَلِفش: چسب‌ناک شدن
دست
شمال: باد
چُخت: سقف
کاغذباد: بادبادک
سرپایی: دمپایی
سر ِ نوشابه: در ِ نوشابه
ناسوس: تلمبه‌یِ دوچرخه
کُلاج: است کسی که چشمش چپ
ز ِنج: چسبناک بودن میوه یا غذا
لُکِّه: جمع و جور، مچاله، فشرده
لتِّه: تکه پارچه، دستمال
لوخ: پنجره حصیر آفتابگیر پشت
خُردو : خرد، کوچک
کلماتی دیگر:
جا جمع کردن: جمع کردن رخت‌خواب
تسمه: کمربند
کیسه: جیب
فـِلِکه: میدان (احتمالاً به این خاطر است که در وسط میدان‌ها فواره وجود دارد و در نتیجه فلکه آب دارد)
آشمال چاخانی: چاخان کردن
عزق: میخچه گوشتی روی پوست
زنبور گاوی: زنبور قرمز
خوارمادر (خواهرمادر): این اصطلاح به نشانه‌ی عصبانیت و تعجب به کار می‌رود، وقتی غیرمشهدی‌ها این کلمه را می‌شنوند، فکر می‌کنند فحش است، اما این طور نیست. تقریباً مثل به کار بردن «لااله الاالله» در هنگام عصبانیت است
عطا

چهارشنبه، مهر ۱۲، ۱۳۸۵

بزرگترین چاله دنیا




تا حالا به این فکر کردین که بزرگترین چاله دنیا چه اندازه می تونه باشه ؟ جهت اطلاعات بگم که بزرگترین چاله دنیا در روسیه ، در محدوده سرد سیبری نزدیک شهر میرنا قرار داره . این چاله 1250 متر قطر و 525 متر عمق داره حالا بد نیست عکس های این چاله رو نیز ببینید
عطا

علی دایی



بنظر من اینکه آدم تشخیص بده کی باید از صحنه خارج بشه به اندازه حضورش و شاید بیشتر اهمیت داره آخه ورزشکارها تاریخ مصرف دارند باید عاقل بود و با محبوبیت رفت البته ازاینکه این نوشته با تاخیر نوشته شد پوزش میخواهم
عطا

سه‌شنبه، مهر ۱۱، ۱۳۸۵

سرانه کتابخوانی در ایران

«بر اساس پژوهشي كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در 28 استان كشور انجام داده سرانه مطالعه در ايران 7 دقيقه در شبانه روز مي‌باشد.» (روزنامه خبر جنوب، 7 آبان 1381)اين پژوهش نشان مي‌دهد كه مردم اردبيل با 3/4 دقيقه و مردم قزوين با 7/9 ركوردداران مطالعه‌ي شبانه روزي هستند. بر اساس اين آمار شيرازيها در شبانه روز به طور متوسط 1/5 دقيقه از وقت خود را صرف مطالعه مي‌كنند
باري، در شماره 28 «کتاب هفته» خانمی «از آمار فاجعه آمیز میزان مطالعه در ایران؛ روزی فقط یک دقیقه»٭ (ظاهراٌ در سال 1379) سخن میگوید و در شماره 44 همان مجله آقایی با تعجب در مورد آمار مطالعه در سال 1380 مینویسد «برخی معتقدند که ما ایرانیها در روز فقط دو دقیقه یا کمتر مطالعه میکنیم.»٭٭ که البته باید قید «فقط» را که کمی بوی طعنه و بی‌انصافی میدهد ندیده گرفت. زیرا دو دقیقه در روز به نسبت یک دقیقهی سال گذشته حاکی از رشد صد در صدی مدت زمانی است که مردم از کار و زندگی خود دست كشيده و در راه مطالعه مجاهدت میکنند
پیرو همین ملاحظهی منصفانه، من فکر میکنم پرش سرانه مطالعه ایرانیان از یک دقیقه به هفت دقیقه در روز، آن هم در عرض دو سال، جهشی غیرمتعارف و مایهی سربلندی مردم شریف و سرشکستگی آمریکای جهانخوار میباشد
عطا

نامه فدایت شوم

اگر چه این روزها با ورود اینترنت کار عاشقان سهلتر گشته است و از اتاقهای چت روم برای یافتن دوست و از ایمیل و جیمیل و … واسه ارسال نامه استفاده میکنند اما هنوز روشهای سنتی و پر خطر کاملا بدست فراموشی سپرده نشده است حتما این اتاقهای پر طرفدار چت که بیشتر طرفدارانش رو نوجوانان تشکیل میدهند موثره که اینهمه پر رونقه. والا از ما که گذشته اونهایی که استفاده میکنند باید تعریف کنند
عطا

جشن سده

واژه سده از ریشه " ست " در زبان پهلوی آمده است و به معنی عدد صد میباشد و هنگامی که ایرانیان سال را به دو قسمت تقسیم کرده بودند - از آغاز فروردین تا پایان مهر را تابستان و از اول آبان تا پایان اسفند را زمستان می نامیدند و هنگامی که صد روز از زمستان میگذشته و روز دهم بهمن فرا می رسیده آن را سده مینامیدند . فلسفه کهن این جشن بر میگردد به پادشاهی هوشنگ شاه پیشدادی و به عبارتی این جشن را میتوان جشن کشف آتش برای اولین بار در دنیا توسط ایرانیان نام داد . بر طبق گفته های تاریخی و شاهنامه فردوسی زمانی که هوشنگ شاه پیشدادی برای شکار به جنگل رفته بوده در میان راه با ماری برخورد میکند و در نتیجه سنگی به طرف مار پرتاپ میکند که سنگ با سنگی دیگر که از جنس خاص بوده تماس پیدا میکند و تولید جرقه مینماید و هوشنگ از این عمل حیرت زده میگردد و در آن زمان برای نخستین بار توسط هوشنگ شاه آتش کشف میگردد ( بیش از 6000 سال پیش ) و به دیگر کشورها هدیه داده میشود و برای نگهداری آن و روشن نگهداشتن آن مکانی به نام آتشکده را میسازند تا اقوام دیگر بتواند از آنجا آتش را برای اسفاده ببرند . متاسفانه عده ای ناآگاه و بی اطلاع و از روی غرض ورزی و کینه توزی های تاریخی آتشکده ایرانیان را محل پرستش خدای ایرانیان نامیدند در حالی که ایرانیان به آتش فقط به عنوان نور اهورامزدا احترام میگذاشتند و تنها و تنها اهورامزدا را خدای واحد خود می پنداشتند . که خوشبختانه اسناد تاریخ گواه این مسئله است و بر همگان آشکار شد که زرشت اولین کسی است که مردم ما را به خدا پرستی ارشاد فرمود
حکیم فیلسوف عمر خیام در کتاب نوروز نامه خود درباره جشن سده می نویسد
هر سال تا به امروز جشن سده را پادشاهان نیک عهد در ایران و توران به جای می آوردند . بعد از آن به امروز این جشن به فراموشی سپرده شد .و فقط زرتشتیان نگهبان سنن باستانی ایران بودند و هستند این جشن باستانی را بر پا ساختند
عطا

شکی که انسان رو عوض می کند

هیزم شکن صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده. شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد برای همین تمام روز او را زیر نظر گرفت. متوجه شد همسایه اش در دزدی مهارت دارد مثل یک دزد راه می رود مثل دزدی که می خواهد چیزی را پنهان کند پچ پچ میکند. آن قدر از شکش مطمعن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد لباسش را عوض کند و نزد قاضی برود. اما همین که وارد خانه شد تبرش را پیدا کرد. زنش آن را جابه جا کرده بود. مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه را زیر نظر گرفت: و دریافت که او مثل یک آدم شریف راه می رود حرف می زند و رفتار می کند
عطا