برگرفته از سایت doomdam
يـك زن تــا زمانيكه ازدواج نكرده نگران آينده است. يك مرد تا زماني كـه ازدواج نكرده هرگز نگران آينده نخواهد بود
فرض كنيد چند زن و مرد در اتاقي نشستهاند و ناگهان سريال نقطهچين شروع ميشود. مردها فورا هيجانزده شده و شروع به خنده و همهمه ميكنند، و حتي ممكن است اداي بامشاد را نيز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شكايت منتظر تمام شدنش ميشوند
يك زن ليستي از جنسهاي مورد نيازش را تهيه نموده و براي خريدن آنها به فروشگاه ميرود. يك مرد آنقدر صبر ميكند تا محتويات يخچال ته بكشد و سيبزمينيها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خريد ميرود. او هر چيزي را كه خوب بنظر برسد ميخرد
وقتي مردي ميگويد كه براي بيرون رفتن حاضر است، يعني براي بيرون رفتن حاضر است. وقتي زني ميگويد كه براي بيرون رفتن حاضر است، يعني چهار ساعت بعد وقتي آرايشش تمام شد، آماده خواهد بود
زنان عاشق گربه هستند. مردان ميگويند گربهها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بيرون پرتاب ميكنند
مردها خودبين و مغرور هستند، آنها خودشان را در آينه چك ميكنند. زنان بامزهاند، آنها تصوير خود را در هر سطح صيقلي بازديد ميكنند - آينه، قاشق، پنجرههاي فروشگاه، برشته كنندهها
وقتي يك زن در حال رانندگي احساس ميكند كه راه را گم كرده، كنار يك فروشگاه توقف كرده و از كسي كه وارد است آدرس صحيح را ميپرسد. مردان اين را به نشانه ضعف ميدانند. آنها هرگز براي پرسيدن آدرس نميايستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان ميچرخند و چيزهايي شبيه اين ميگويند: "فكر كنم يه راه بهتر پيدا كردم،" و "ميدونم كه بايد همين نزديكي باشه، اون مغازه طلا فروشي رو ميشناسم
يك زن همه چيز را در مورد فرزندش ميداند: قرارهاي دكتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزديك و صميمي، قرارهاي رمانتيك، غذاهاي مورد علاقه، اسرار، آرزوها و روياها. يك مرد بطور سربسته و مبهم فقط ميداند برخي افراد كم سن و سال هم در خانه زندگي ميكنند
يك زن براي رفتن به خريد، آب دادن به گلهاي باغچه، بيرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستي لباس شيك ميپوشد. يك مرد فقط هنگام رفتن به عروسي و يا مراسم ترحيم لباس رسمي برتن ميكند
زنان هر چند روز يك بار لباسهايشان را ميشويند. مردها تك تك لباس هاي موجود در كمد، حتي روپوش و اونيفرم جراحي هشت سال پيش خود را ميپوشند و هنگاميكه لباس تميزي باقي نماند، يك لباس كثيف بر تن نموده و كوه ايجاد شده از لباسهاي چرك خود را با آژانس به خشك شويي منتقل ميكنند
هنگام ياد كردن از عروسيها، زنان در مورد "مراسم جشن" صحبت ميكنند، مردان درباره "ميهمانيهاي دوران مجردي
اگر سارا، نازنين، عسل و رويا با هم بيرون بروند، همديگر را سارا، نازنين، عسل و رويا صدا خواهند زند. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بيرون بروند، همديگر را گودزيلا، بادام زميني، تانكر و لاك پشت صدا خواهند زد
وقتي صورتحساب را ميآورند، با اينكه كلا 15هزار تومان شده، بابك، سامان، آرش و مهرداد هر كدام 10 هزار تومان روي ميز ميگذارند. وقتي دختران صورتحساب را دريافت ميكنند، ماشين حسابهاي جيبي خود را بيرون ميآورند
يك مرد 2000 هزار تومان براي يك جنس 1000 توماني مورد نيازش ميپردازد. يك زن 1000 تومان براي يك جنس 2000 توماني كه نيازي به آن ندارد ميپردازد
عطا